تبليغاتX
gozlarım چشمهايم...
چشمها را بايد شست جور ديگر بايد ديد(عكسهاي شخصي ، مطالب روز و ...
 

شانس نام مستعار خداست...

آنجا که نمی خواهد امضایش پای داده هایش باشد.....!!!!

+ نوشته شده در  90/07/11ساعت   توسط صمد الف  | 

 
اگر میبینی حال خودم نیستم و در خود شکسته ام بدان که عاشقم....
اگر میبینی ساکتم ، آرامم و بی خیال بدان که عاشقم....
اگر میبینی در گوشه ای نشسته ام ، چشم به آسمان دوخته ام و ستاره ها
را می شمارم بدان که عاشقم....
اگر میبینی در کناره پنجره ای نشسته ام و به صدای آواز مرغ
عشق گوش میکنم بدان که عاشقم....
اگر میبینی همیشه حال و هوایم ابری و چشمانم بارانی است بدان که عاشقم....
اگر میبینی هنگام دعا کردن دستهایم را به سوی آسمان برده ام
و با چشمان خیس حرفهایی را زیر لب زمزمه میکنم بدان که عاشقم...
اگر میبینی همیشه سر به زیرم ، همیشه در فکر فرو رفته ام بدان که عاشقم....
اگر میبینی گل های باغچه را یکی یکی می چینم و دسته میکنم
و با لبی خندان ترانه زندگی را میخوانم بدان که عاشقم....
اگر روزی دیدی دیگر در این دنیا نیستم بدان که.....
بدان که از عشق تو مرده ام....


(فریدون مشیری)


+ نوشته شده در  89/03/20ساعت   توسط صمد الف  | 

نگاه کردن از یه زاویه دیگه به اون چیزهایی که همیشه دور و برمون هست
+ نوشته شده در  89/02/27ساعت   توسط صمد الف  | 

Korkuyorum Seni Hatırlamaktan

Aklıma geldikçe benzim soluyor
Korkuyorum seni hatırlamaktan
Hafızam isyanda ruhum ölüyor
Korkuyorum seni hatırlamaktan

Her gün battığında başlar kederim
Düşersin aklıma dolar gözlerim
Goğsümde hıçkırık isyan ederim
Korkuyorum seni hatırlamaktan

Harebeler bana mekan olurlar
Dertliler hep gelip beni bulurlar
Acılarım bana darbe vururlar
Korkuyorum seni hatırlamaktan

Gözlerin ruhuma işlermiş sanki
Yeniden bir ateş başlarmış sanki
Gözümde yağmurlar kışlarmış sanki
Korkuyorum seni hatırlamaktan


+ نوشته شده در  89/02/25ساعت   توسط صمد الف  | 

سلام

این عکس هنری جالب از مجله نشنال ژئوگرافی با عنوان شتر های بزرگ  براتون گذاشتم یه نقطه ظریف تو این عکس هست که باعث میشه نسبت به اون کمی فکر کنیم .....برای دیدن به ادامه مطلب


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  89/02/25ساعت   توسط صمد الف  | 

Söylesene; Nasıl seviyorum seni ben.
Dağlar camı, denizce mi, ne kadar

Ne kadar yakınımda, ne kadar uzağımdasın
Ayrıldık, yanımda yoksun göremiyorum gözlerini

Ama hep kalbimdesin, benimlesin

+ نوشته شده در  89/02/24ساعت   توسط صمد الف  | 

....!Seninleyim ama yoksun

Bana,
?Yaşamak sence nedir diyorsun
Bence seninle olmak...

Bana
?Sence hüzün nedir diyorsun
...Bence sensiz olmak

Bana,
?Ne düşünüyorsun diyorsun
İşte sana son cevap..
YAŞIYORUM AMA HÜZÜNLÜYÜM....

 

İbrahim Ethem Bingül

 

 

 

+ نوشته شده در  89/02/23ساعت   توسط صمد الف  | 

يك سند تاريخي-
ايران ما - آنچه براي آگاهي هم وطننان ارجمند ايراني در ذيل مي آيد متن ترجمه نامه عمر خليفه دوم به یزدگرد سوم ساسانی و پاسخ یزدگرد به عمر می باشد. نسخه اصلی این نامه ها در موزه لندن نگهداری می شود. زمان نگاشته شدن این نامه ها مربوط می شود به پس از جنگ قادسیه و پیش از جنگ نهاوند که حدوداً چهار ماه به طول انجاميد .

از عمر بن الخطاب خلیفه مسلمین به یزدگرد سوم شاهنشاه پارس

یزدگرد، من آینده روشنی برای تو و ملت تو نمی بینم مگر اینکه پیشنهاد مرا بپذیری و با من بیعت کنی. تو سابقا بر نصف جهان حکم می راندی ولی اکنون که سپاهیان تو در خطوط مقدم شکست خورده اند و ملت تو در حال فروپاشی است. من به تو راهی را پیشنهاد می کنم تا جانت را نجات دهی.

شروع کن به پرستش خدای واحد، به یکتا پرستی، به عبادت خدای یکتا که همه چیزرا او آفریده. ما برای تو و برای تمام جهان پیام او را آورده ایم، او که خدای راستین است.

از پرستش آتش دست بردار و به ملت خود فرمان بده که آنها نیز از پرستش آتش که خطاست دست بکشند، بما بپیوند الله اکبر را پرستش کن که خدای راستین است و خالق جهان.

الله را عبادت کن و اسلام را بعنوان راه رستگاری بپذیر. به راه کفر آمیز خود پایان بده و اسلام بیاور و الله اکبر را منجی خود بدان.

با این کار زندگی خودت را نجات بده و صلح را برای پارسیان بدست آر. اگر بهترین انتخاب را می خواهی برای عجم ها ( لقبی که عربها به پارسیان می دادند بعمنی کودن و لال) انجام دهی با من بیعت کن.الله اکبر
خلیفه مسلمین
عمربن الخطاب
--------------------

 

نامه يزدگرد : 

از شاه شاهان، شاه پارس، شاه سرزمینهای پرشمار، شاه آریایی ها و غیر آریایی ها، شاه پارسیان و نژادهای دیگر از جمله عربها، شاه فرمانروایی پارس، یزدگرد سوم ساسانی به عمربن الخطاب خلیفه تازیان ( لقبی که پارسیان به عربها می دهند به معنی سگ شکاری )

به نام اهورا مزدا آفریننده زندگی و خرد

تو در نامه ات نوشته ای می خواهی ما را به راه راست هدایت کنی، به راه خدای راستینت، الله اکبر، بدون اینکه هیچگونه آگاهی داشته باشی که ما که هستیم و چه را می پرستیم.

این بسیار شگفت انگیز است که تو لقب فرمانروای عربها را برای خودت غصب کرده ای آگاهی و دانش تو نسبت به امور دنیا به همان اندازه عربهای پست و مزخرف گو و سرگردان در بیابانهای عربستان و انسانهای عقب مانده بیابان گرد است.

مردک، تو به من پیشنهاد می کنی که خداوند یکتا را بپرستم در حالیکه نمی دانی هزاران سال است که ایرانیان خداوند یکتا را می پرستند و روزی پنج بار به درگاه او نماز می خوانند. هزاران سال است که در ایران، سرزمین فرهنگ و هنر این رویه زندگی روزمره ماست.

زمانیکه ما داشتیم مهربانی و کردار نیک را در جهان می پروراندیم و پرچم پندار نیک، گفتار نیک، کردار نیک را در دستهایمان به اهتزاز درمی آوردیم تو و پدران تو داشتند سوسمار میخوردند و دخترانتان را زنده بگور می کردید .شما تازیان که دم از الله می زنید برای آفریده های خدا هیچ ارزشی قائل نیستید ، شما فرزندان خدا را گردن می زنید، اسرای جنگی را می کشید، به زنها تجاوز می کنید، دختران خود را زنده به گور می کنید، به کاروانها شبیخون می زنید، دسته دسته مردم را می کشید، زنان مردم را میدزدید و اموال آنها را سرقت می کنید. قلب شما از سنگ ساخته شده است. ما تمام این اعمال شیطانی را که شما انجام می دهید محکوم می کنیم. حال با اینهمه اعمال قبیح که انجام می دهید چگونه می خواهید به ما درس خداشناسی بدهید؟ تو بمن می گویی از پرستش آتش دست بردارم، ما ایرانیان عشق به خالق و قدرت خلقت او را در نور خورشید و گرمی آتش می بینیم. نور و گرمای خورشید و آتش ما را قادر می سازد که نور حقیقت را ببینیم و قلبهایمان برای نزدیکی به خالق و به همنوع گرم شود. این بما کمک می کند تا با همدیگر مهربانتر باشیم و این نور اهورایی را در اعماق قلبمان روشن می سازد.

خدای ما اهورا مزداست و این بسیار شگفت انگیز است که شما تازه او را کشف کرده اید و نام الله را بر روی آن گذارده اید. اما ما و شما در یک سطح و مرتبه نیستیم، ما به همنوع کمک می کنیم ، ما عشق را در میان آدمیان قسمت می کنیم، ما پندار نیک را در بین انسانها ترویج می کنیم، ما هزاران سال است که فرهنگ پيش رفته خود را با احترام به فرهنگ های دیگر بر روی زمین می گسترانیم ، در حالیکه شما به نام الله به سرزمینهای دیگر حمله می کنید، مردم را دسته دسته قتل عام می کنید، قحطی به ارمغان می آورید و ترس و تهی دستی به راه می اندازید، شما اعمال شیطانی را به نام الله انجام می دهید. چه کسی مسئول اینهمه فاجعه است؟

آیا الله به شما دستور داده قتل کنید، غارت کنید و ویران کنید؟
یا اینکه پیروان الله به نام او این کارها را انجام می دهند؟ و یا هردو؟
شما می خواهید عشق به خدا را با نظامی گری و قدرت شمشیر هایتان به مردم یاد بدهید. شما بیابان گردهای وحشی می خواهید به ملت متمدنی مثل ما درس خداشناسی بدهید. ما هزاران سال فرهنگ و تمدن در پشت سر خود داریم، تو بجز نظامی گری، وحشی گری، قتل و جنایت چه چیزی را به ارتش عربها یاد داده ای؟ چه دانش و علمی را به مسلمانان یاد داده ای که حالا اصرار داری به غیر مسلمانان نیز یاد بدهی؟ چه دانش و فرهنگی را از الله ات آموخته ای که اکنون می خواهی به زور به دیگران هم بیاموزی؟

افسوس و ای افسوس ... که ارتش پارسیان ما از ارتش شما شکست خورد و حالا مردم ما مجبورند همان خدای خودشان را این بار با نام الله پرستش کنند و همان پنج بار نماز را بخوانند ولی اینکار با زور شمشیر باید عربی نماز بخوانند چون گویا الله شما فقط عربی می فهمد. من پیشنهاد می کنم که تو و همدستانت به همان بیابانهایی که سابقا عادت داشتید در آن زندگی کنید برگردید. آنها را برگردان به همان جایی که عادت داشتید جلوی آفتاب از گرما بسوزند، به همان زندگی قبیله ای ، به همان سوسمار خوردن ها و شیر شتر نوشیدنها.من تو را نهی نمی کنم از اینکه این دسته های دزد را ( ارتش تازیان) در سرزمین آباد ما رها کنی ، در شهر های متمدن ما و در میان ملت پاکیزه ما.

این چهار پایان سنگدل را آزاد مگذار تا مردم ما را قتل عام کنند، زنان و فرزندان ما را بربایند، به زنهای ما تجاوز کنند و دخترانمان را به کنیزی به مکه بفرستند. نگذار این جنایات را به نام الله انجام دهند، به این کارهای جنایتکارانه پایان بده.آریایها بخشنده، خونگرم و مهمان نوازند، انسانهای پاک به هر کجا که بروند تخم دوستی، عشق ، آگاهی و حقیقت را خواهند کاشت بنابراین آنها تو و مردم تو را بخاطر این کارهای جنایتکارانه مجازات نخواهند کرد.من از تو می خواهم که با الله اکبرت در همان بیابانهای عربستان بمانی و به شهرهای آباد و متمدن ما نزدیک نشوی ، بخاطر عقاید ترسناکت و بخاطر خوی وحشی گریت.

یزدگرد سوم ساسانی

+ نوشته شده در  89/02/21ساعت   توسط صمد الف  | 

 در گل بمانده پای دل

جان می دهم چه جای دل

وز آتش و سودای دل

                         ای وای دل

                                       ای وای من                    

 

 

 ساحل دریاچه ارومیه و ...

+ نوشته شده در  89/02/17ساعت   توسط صمد الف  | 

فرا رسیدن ماه مبارک رمضان مبارک.... اما امسال یه فرقی با سالهای دیگه داره و اون هم محروم کردن مردم از مناجاتی که سی سال به اون عادت کردن و لحظه های معنوی افطار با نوای دلنشین اون تو ذهن ما موندگار شده . وای به حال کسانیکه تو رسانه ملي !!! و جاهاي ديگه نشستن و بخاطر کینه ورزی های سیاسی حاضرن همه چیز رو از مردم بگيرن .

ربناي استاد شجريان

+ نوشته شده در  88/06/03ساعت   توسط صمد الف  | 

 

 

 deniz sensin
deniz senin adın
ne yana baksam maviliklerin
dalgalanan mavi gözlerin

gökyüzündeki güneşin yansıması saçların
denizde bir hüzün olmuş
deniz elerin
deniz senin yüzün
ne yana baksam hırçın gülüşün

deniz sensin

+ نوشته شده در  88/06/02ساعت   توسط صمد الف  | 

نیمه شعبان میلاد یگانه امید منتظران مبارک باد


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  88/05/15ساعت   توسط صمد الف  | 

این عکسی که خودم تو حیات خونه گفتم و خیلی دوسش دارم

+ نوشته شده در  88/05/10ساعت   توسط صمد الف  | 

اولو تانرينين حضرت محمد(ص) ورديغي بويوك رسالتين گونون كوتلو اولسون

حضرت محمد

 

+ نوشته شده در  88/04/29ساعت   توسط صمد الف  | 

از زندگانیم گله دارد جوانی ام

شرمنده جوانی از این زندگانی ام

دارم هوای صحبت یاران رفته را

یاری کن ای اجل که به یاران رسانی ام

استاد شهرياير

آذربايجانين شعير اوستادي و ايرانين دا بويوك سوز ميعماري استاد شهرييارين ياديني اوز اوراكلريميزده ساخلياجاييك

+ نوشته شده در  88/04/29ساعت   توسط صمد الف  | 

راه سبز

خاموش شديم و چيزي نگفتيم

سكوت ما را عيب دانستند

سخن گفتيم ليك گفتند:

              بسيار سخن ميگوييد!

باز خاموش شديم و چيزي نگفتيم گفتند:

              با سكوت مي فريبيد!

سخن گفتيم وپنداشتندما نيرنگ داريم !.        (جبران خليل جبران         

 

بر ويرانه  هاي گذشته مان

بنا خواهيم كرد

                        شرافت و مجد فردايمان را... 

 

+ نوشته شده در  88/04/19ساعت   توسط صمد الف  | 

یه پیرمردی که با گدایی خرج زندگیشو در میاورد یه روزی از یه اسیابان مقداری گندم گرفت و اونا رو  گوشه عباش ریخت و چند تا گره زد وقتی به خونه برمیگشت با خدا رازو نیاز میکرد که :خدایا گره های زیادی تو زندگیم هست که فقط با دست تو باز میشه و تو خدای توانایی هستی و... . ناگهان یکی از گره ها باز شد و گندمها به زمین ریخت پیرمرد ناراحت شد و رو به اسمان کرد و گفت:

   من تو را کی گفتم ای یار عزیز

کین گره بگشا و گندم را بریز

آن گره را چون نتوانستی گشود

این گره بگشودنت دیگر چه بود

وقتی نشست روی زمین و خواست تا گندمها رو جمع کنه متوجه شد که گندمها رو ی کیسه ای از سکه های طلا ریخته !     از رحمت خدا نبايد غافل شد.

پيرمرد

 

+ نوشته شده در  88/04/19ساعت   توسط صمد الف  | 

عکس زیر از دوران بچگی یادم مونده . این عکس روی دیوار اتاقمون بود و من همیشه خودمو با پسر بچه توی عکس یکی میدونستم و مادرم که ....

روياي كودكي

+ نوشته شده در  88/04/13ساعت   توسط صمد الف  | 

بچه ها سلام .

تا حالا واقعا به ارزش بودن مادراتون فکر کردین؟؟ 

مادرا پاكترين و مقدسترين افرادي هستن كه ميتونيد تو زندگيتون به اونا تكيه كنيد ممكنه بنظرتون  مسخره بياد ولي شاید فردا خیلی دیر بشه قدر مادراتونو بفهمين و اونا رو مثل يه دسته گل نگهدارين هرچقدر كه يه گل به مراقبت و توجه نياز داره مادرا خيلي نازتر و حساس ترند....

ما بچه ها هميشه حواس پرتيم و گاهي اوقات ارزش چيزهاي رو كه داريم نمي دونيم و اون موقع كه از دست بديمشون تازه ميفهميم كه ....

مادر.........

 

 

+ نوشته شده در  88/04/11ساعت   توسط صمد الف  | 

مردم ما انتخاب سبز خودشون و کردند و مهم هم همينه ، اصل كاريه كه انجام شده حالا تو ادامه قضايا چي شده زياد مهم نيست همه الان ميدونن اگه تو خيابونا رو تونستن آروم با دلهاي مردم ميخان چيكار كنن ؟ جمعيت۵ يا ۶ ميليوني راهپيمايي رو شايد تلوزيون ملي نشون نده ولي آقايون خودشون ديدن... 

سبز سبزم ریشه دارم

من درختی استوارم ...

+ نوشته شده در  88/04/11ساعت   توسط صمد الف  | 

+ نوشته شده در  88/04/05ساعت   توسط صمد الف  | 

 bu dünyada yaşamak zor 

yaşarkan olanı gordüm

nera baksam garıb ağlar

ağlarkan gülanı gordüm

nalar gordüm nalar gordüm  !  ban na kara günlar gordüm! bu alam da dost gorülan na zalımlar gordüm


 

+ نوشته شده در  88/04/03ساعت   توسط صمد الف  |